| به رسمیت شناختن پرچم شیر و خورشید از سوی حاکمیت حق ماست(شاهین زینعلی) |
|
|
|
شاهین زینعلی را آزاد کنید، او بیگناه است
![]() ![]() ابتدا لازم است به این نکته اشاره کنم که انگیزه به رشته درآوردن این نوشتار جنجالی است که بر سر استفاده از پرچم ملی ایرانیان یا همان پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان در اجتماعات اعتراضی ایرانیان خارج از کشور برای حمایت از جنبش سبز مردم ایران براه افتاد و منتهی به نگارش یادداشت اکبر گنجی تحت عنوان "دموکراسی و دیکتاتوری پرچم" گردید. مطلبی بسیار تعجب برانگیز که از فردی مانند گنجی بسیار بعید به نظر می رسید و مملو بود از گزاره هایی غیر مستند و دادن آدرس های غلط که ناآگاهی نویسنده از تاریخ پرچم ایران و در عین حال نادیده گرفتن آگاهانه برخی حقایق برای القای نظری خاص در آن کاملاً مشهود بود. لذا لازم است که در این خصوص به مواردی اشاره شود. 1- تقلیل پرچم سه رنگ شیر و خورشید نشان به پرچم حزبی و گروهی سلطنت طلبان کاملاً نشان از نادیده گرفتن جایگاه یک نشان ملی و تاریخی دارد و به روشنی پیداست در پس پرده چنین عملی اغراضی کاملاً سیاسی نهفته است. این دقیقاً همان عملی است که حاکمیت به آن دست می زند و سعی در تقلیل تمام گروهها و جریانات سیاسی منتقد به امثال هخا و فولادوند و رجوی دارد. اگر اظهار نظر تعجب آور وی را در خصوص تفاوت قائل شدن بین پرچم [به زعم ایشان] سلطنت طلبان و مجاهدین را نادیده بگیریم ؛ وی تلاش دارد تا پرچم شیر و خورشید را صرفاً به گروههای سلطنت طلب و سازمان مجاهدین نسبت دهد ، چرا که آگاه است حساسیت امنیتی بالایی در مورد این جریانات وجود دارد واعتراضات داخل وخارج کشور چنانچه به این گروهها نسبت داده شود بهانه بیشتری به دست سرکوبگران برای به نابودی کشاندن جنبش خواهد داد. از این رو اگر پرچم شیر و خورشید پرچمی سلطنت طلبانه جلوه داده شود به طور طبیعی معترضان از آن دوری می جویند. لذا با آگاهی از این موضوع سعی در ایجاد تقابل بین رنگ سبز به عنوان نماد جنبش اخیر – جنبشی که نقطه آغاز آن اعتراض به نتیجه انتخابات بود- و پرچم ملی ایرانیان با نشان تاریخی شیر وخورشید دارد. دو نماد متفاوت که هرکدام معانی متفاوتی را در بر می گیرند. شیر و خورشید نشانی تاریخی است که حتی به عقیده برخی پژوهشگران تاریخی چند هزارساله دارد و پرچم ملی به تمام ایرانیان فارغ از هر خط و مرزی تعلق دارد. این در حالی است که رنگ سبز یک نماد مقطعی برای جنبش حق طلبانه مردمی است که به نتایج انتخابات معترضند وتنها بخشی از مردم را(اگرچه اکثریت)در برمی گیرد. 2- آنطور که در رسانه ها اعلام شد و خود آقای گنجی نیز درمصاحبه های گوناگون بیان داشت ، برنامه ای که در برابر مقر سازمان ملل متحد برگزار گردید تنها یک هدف داشت و آن حمایت از جنبش شکل گرفته درداخل ایران و اعتراض به رفتار ضد حقوق بشری حاکمیت با معترضان بود. وی با صراحت اعلام کرد این یک برنامه حقوق بشری است و به دور از هرگونه دسته بندی سیاسی و مرامی. در فراخوان این برنامه هیچ صحبتی از اعمال محدودیت برای شرکت افرادی با اعتقادات خاص در میان نبود. از این رو عده ای از ایرانیان با برافراشتن پرچم شیر و خورشید ، نمادهای سبز و بدون هیچ نشان حزبی و گروهی سعی در شرکت در آن مراسم داشتند. اگرچنانچه آنطور که آقای گنجی بعدها در یادداشت خود اعلام داشتند این یک اجتماع گروهی بود، چه خوب و اخلاقی تر بود اگر آن را در فراخوان خود اعلام میکرد. ظاهراً آنچه در نیویورک گذشت نشان از تلاش برای تحمیل یک نظر فردی و گروهی بر دیگران داشت. متأسفانه آقای گنجی بدون در نظر گرفتن سوابق و جایگاه خود دست به چنین اعمالی می زنند که نه به نفع کشور ونه به نفع خود ایشان است. نکته جالب این است درحالی که وی در نیویورک برخلاف ادعاهای اولیه اش مبنی بر حمایتی و غیر سیاسی بودن آن برنامه چند صد نفری ، سعی در مرز بندی عملی با گروههای غیر همفکر خود داشت ، در سانفرانسیسکو و در یکی از بزرگترین اجتماعات ایرانیان خارج از کشور که برای حمایت از مردم داخل ترتیب داده شده بود بر طبق آمارهای اعلام شده بیش از بیست و پنج هزار نفر با پارچه ها و نمادهای سبز و پرچم شیر و خورشید شرکت جستند. نگاهی به ترکیب سخنرانان آن مراسم باشکوه به کلی ادعای آقای گنجی در خصوص سلطنت طلبانه بودن پرچم شیر و خورشید را در اذهان عمومی باطل می کند. سخنرانانی با افکار و عقاید گوناگون و حتی مواضع متفاوت در قبال نظام جمهوری اسلامی. آنچه بیش از هر چیز بر اهمیت این اجتماع افزود همدلی و همراهی گرایش های مختلف اما پایبند به حاکمیت ملی ، دموکراسی و مشی مسالمت آمیز بود و البته پرچم ملی یا همان پرچم شیر و خورشید و پاچه های سبز نمادهای این همدلی و هماهنگی بودند. اما متأسفانه آقای گنجی با چشم بستن بر این نمایش باشکوه و صحبت از "دیکتاتوری پرچم" سعی در کوبیدن بر طبل ادعاهای تفرقه برانگیز خود دارد. تا چه کسانی را خوش آید؟! 3- عده ای از هم میهنان و فعالان خارج از کشور اعتقاد دارند مطالبات آنها باید تابعی باشد از مطالبات مردم در داخل کشور. این نظر ستایش برانگیز نشان از درک عمیق مطرح کنندگان آن از شرایط داخل کشور و ماهیت جنبش براه افتاده دارد. اما در عین حال فعالان مقیم خارج از کشور این موضوع را نیز باید در نظر داشته باشند که تفاوت فضای داخل و خارج و آزادی عمل ایرانیان مقیم در کشورهای دموکراتیک وظایف ایشان را نسبت به رساندن ندای مردم داخل به جهانیان ، رسا تر کردن آن و شناساندن روح پیام و مطالبات ایرانیان به ایشان سنگین تر می سازد. مسأله ای که در خصوص حفظ و صیانت از پرچم شیر وخورشید نیز صادق است و اغراق آمیز نخواهد بود اگر بگوییم این یکی از اصلی ترین وظایق ایرانیان خارج از کشور می باشد. 4- به رسمیت شناختن پرچم شیر و خورشید از سوی حاکمیت حق ماست . این حق را بسیاری از شهروندان داخل کشور و حتی فعالین سیاسی بارها و بارها طی سالهای گذشته در غالب بیانیه های مختلف مطالبه کرده اند. این جملات در حالی نگاشته می شود که نویسنده آن در داخل ایران اقامت دارد و خود را عضو بسیار کوچکی از جنبش سبز دانسته و به مشی گام به گام برای دستیابی به حاکمیت ملی و دموکراسی معتقد است. نشان شیر و خورشید برای اولین بار در زمان صفویه نشان رسمی ایران گردید که بر روی پارچه ای سبز رنگ نقش می بست. اما پرچم ایران به صورت امروزی یعنی سبز و سفید و قرمز با نشان شیر و خورشید اولین بار در زمان نادرشاه به وجود آمد و این در حالی بود که این پرچم با پرچم سلطنتی در آن دوران تفاوت داشت. پرچم سه رنگ شیر و خورشید پرچم ملی و مردمی ایرانیان به حساب می آمد.[در این خصوص رجوع شود به تاریخچه پرچم ایران/احمد کسروی] در آن دوران نه نامی از رژیم پهلوی بود و نه نشانی از سلطنت طلبی به مفهومی که امروز از آن استنباط می شود وجود داشت. جالب آنکه سلسله هایی که پس از نادرشاه بر سر کار آمدند به این انتخاب به دیده احترام نگریستند و صرفاً تغییراتی جزئی در آن ایجاد کردند. طوری که عناصر اصلی آن همواره از تغییر مصون ماندند. لذا پرچمی با این سابقه و نمادی که عناصر آن همواره در عمق روان ، فرهنگ و تاریخ مردمان این سرزمین ریشه داشته از چنان اهمیتی برخوردار است که مسامحه در خصوص آن به هیچ وجه جایز نیست و آقای گنجی نیز در جایگاهی نیستند که بخواهند و بتوانند برای آن تصمیم بگیرند. این حق ملت ایران است که پرچم ملی و تاریخی خود را داشته باشد و این وظیفه هر حاکمیتی است که به این خواست گردن نهاده و تسلیم آن شود. مطالبه این حق از جمله مطالباتی است که باید در هر جنبش ملی تا حصول نتیجه پی گیری گردد و اگرچنانچه تاکنون شرایط طرح آن به صورت فراگیر پیش نیامده است ، ریشه آن را باید ابتدا در هزینه های بالای امنیتی که برای آن متصور می گردد(البته بی هیچ تجربه عملی در این خصوص) وسپس در کوتاهی و عدم توجه لازم از سوی فعالان داخلی جستجو کرد. امید آن می رود که در صورت شکسته شدن تابوی طرح این مسآله در داخل کشور دیگر جایی برای حرف و حدیث های گنجی و امثال وی باقی نماند. |



